کونامی و سایلنت هیل در Silent Hill 2 Remake، با دست پُر برگشتهاند؛ ساخته بلوبر یک بازسازی خوب، اثری ترسناک و ویدیو گیمی لایق تحسین است.
وقتی اولین بار نسخه ریمیک سایلنت هیل ۲ رونمایی شد و اسم استودیو بلوبر را بهعنوان توسعهدهنده آن دیدیم، میشد به طرفداران مجموعه این حق را داد که کمی نگران بازی باشند. بلوبر با اینکه بازیهای خوبی هم در کارنامه دارد، ولی سایلنت هیل ۲ هنوز هم یکی از خاصترین بازیهای ژانر وحشت بهحساب میآید و به همین دلیل هم کمی پروژه بزرگی برای این استودیو بهنظر میرسید. با این حال الان که چیزی حدود ۲۰ ساعت را با جیمز ساندرلند در فضای خفقانآور این شهر نفرینشده سپری کردهام، بهجرات میتوانم بگویم که بلوبر کارش را بهنحو احسن انجام داده است.
اولین آشنایی من با سایلنت هیل ۲، به حدود ۲۰ سال قبل برمیگردد؛ زمانی که سرخوش از پایان امتحانها و آغاز تعطیلات، دیسک بازی را خریده بودم و بی هیچ پیشزمینهای، وارد دنیای مخوف آن شدم. حتی برای منی هم که شناخت محدودی از ویدیو گیم داشتم و تنها تجربهام از آثار ترسناک در چند نسخه از رزیدنت ایول خلاصه میشد، واضح بود که سایلنت هیل ۲ اثر متفاوتی است. البته که اصلا قصد مقایسه بازیها را باهم ندارم و خیلیها هم میدانند که چقدر شیفته رزیدنت ایول، مخصوصا از نوع کلاسیک آنها، هستم. ولی سایلنت هیل جنس کاملا متفاوتی از ترس داشت؛ اینجا ترسناکترین جنبه بازی نه دشمنان عجیب و غریب آن بودند و نه خبری از ترسهای لحظهای بود. وحشت ساخته کونامی، حسی همیشگی داشت و انگار فراتر از پوست و استخوان، جایی در اعماق مغز و روان مخاطب نفوذ میکرد. این، دقیقا ویژگی بود که انتظار نداشتم نسخه ریمیک هم از پس القای آن بربیاید؛ ولی واقعیت این است که در برابر سایلنت هیل ۲ ریمیک، هنوز هم حس همان نوجوان کم سن و سال را داشتم که انگار یک کلههرمی با شمشیر رعبانگیزش در تعقیب او است. اینجا و این حس درست ترس روانی سایلنت هیلی، همان جایی است که بلوبر بزرگترین دستاوردش را در خلق این ریمیک بهتصویر میکشد.
در سایلنت هیل ۲، با جیمز ساندرلند همراه میشویم. مردی که پس از دریافت اطلاعاتی و به امید پیدا کردن ماری، همسرش، راهی شهر نفرینشده سایلنت هیل شده است. اصلا قصد ندارم که حتی اطلاعات بارها نمایشداده شده در تریلرهای بازی را هم اسپویل کنم ولی همان نیم ساعت اول بازی کافی است تا بدانیم که یک چیزی و شاید حتی خیلی فراتر از یک چیزی، در این ماجرا درست نیست و سفر جیمز، خیلی تجربه خوشایندی نخواهد بود.
یکی از ارزشمندترین کارهای بلوبر در بازسازی سایلنت هیل ۲، وفاداری بسیار زیاد به وقایع و داستان نسخه اصلی است. داستان سایلنت هیل ۲ با گذشت سالهای طولانی از آن، هنوز هم هر آنچه را که برای ماندگار شدن یک بازی ترسناک لازم باشد، در خود دارد و خبر خوب اینکه این موارد تا حد خیلی زیادی با تعهدی شبیه به علاقهای که یک طرفدار قدیمی به بازی دارد، به نسخه ریمیک منتقل شدهاند و با استفاده از سخت افزارهای قدرتمندتر امروزی، حتی تاثیرگذارتر و پرجزییاتتر هم بهتصویر کشیده میشوند.
وقتی اولین بار نسخه ریمیک سایلنت هیل ۲ رونمایی شد و اسم استودیو بلوبر را بهعنوان توسعهدهنده آن دیدیم، میشد به طرفداران مجموعه این حق را داد که کمی نگران بازی باشند. بلوبر با اینکه بازیهای خوبی هم در کارنامه دارد، ولی سایلنت هیل ۲ هنوز هم یکی از خاصترین بازیهای ژانر وحشت بهحساب میآید و به همین دلیل هم کمی پروژه بزرگی برای این استودیو بهنظر میرسید. با این حال الان که چیزی حدود ۲۰ ساعت را با جیمز ساندرلند در فضای خفقانآور این شهر نفرینشده سپری کردهام، بهجرات میتوانم بگویم که بلوبر کارش را بهنحو احسن انجام داده است.
اولین آشنایی من با سایلنت هیل ۲، به حدود ۲۰ سال قبل برمیگردد؛ زمانی که سرخوش از پایان امتحانها و آغاز تعطیلات، دیسک بازی را خریده بودم و بی هیچ پیشزمینهای، وارد دنیای مخوف آن شدم. حتی برای منی هم که شناخت محدودی از ویدیو گیم داشتم و تنها تجربهام از آثار ترسناک در چند نسخه از رزیدنت ایول خلاصه میشد، واضح بود که سایلنت هیل ۲ اثر متفاوتی است. البته که اصلا قصد مقایسه بازیها را باهم ندارم و خیلیها هم میدانند که چقدر شیفته رزیدنت ایول، مخصوصا از نوع کلاسیک آنها، هستم. ولی سایلنت هیل جنس کاملا متفاوتی از ترس داشت؛ اینجا ترسناکترین جنبه بازی نه دشمنان عجیب و غریب آن بودند و نه خبری از ترسهای لحظهای بود. وحشت ساخته کونامی، حسی همیشگی داشت و انگار فراتر از پوست و استخوان، جایی در اعماق مغز و روان مخاطب نفوذ میکرد. این، دقیقا ویژگی بود که انتظار نداشتم نسخه ریمیک هم از پس القای آن بربیاید؛ ولی واقعیت این است که در برابر سایلنت هیل ۲ ریمیک، هنوز هم حس همان نوجوان کم سن و سال را داشتم که انگار یک کلههرمی با شمشیر رعبانگیزش در تعقیب او است. اینجا و این حس درست ترس روانی سایلنت هیلی، همان جایی است که بلوبر بزرگترین دستاوردش را در خلق این ریمیک بهتصویر میکشد.
در سایلنت هیل ۲، با جیمز ساندرلند همراه میشویم. مردی که پس از دریافت اطلاعاتی و به امید پیدا کردن ماری، همسرش، راهی شهر نفرینشده سایلنت هیل شده است. اصلا قصد ندارم که حتی اطلاعات بارها نمایشداده شده در تریلرهای بازی را هم اسپویل کنم ولی همان نیم ساعت اول بازی کافی است تا بدانیم که یک چیزی و شاید حتی خیلی فراتر از یک چیزی، در این ماجرا درست نیست و سفر جیمز، خیلی تجربه خوشایندی نخواهد بود.
یکی از ارزشمندترین کارهای بلوبر در بازسازی سایلنت هیل ۲، وفاداری بسیار زیاد به وقایع و داستان نسخه اصلی است. داستان سایلنت هیل ۲ با گذشت سالهای طولانی از آن، هنوز هم هر آنچه را که برای ماندگار شدن یک بازی ترسناک لازم باشد، در خود دارد و خبر خوب اینکه این موارد تا حد خیلی زیادی با تعهدی شبیه به علاقهای که یک طرفدار قدیمی به بازی دارد، به نسخه ریمیک منتقل شدهاند و با استفاده از سخت افزارهای قدرتمندتر امروزی، حتی تاثیرگذارتر و پرجزییاتتر هم بهتصویر کشیده میشوند.