بازیهای پورتال محصول استودیو ولو، یکی از قابل تاملترین داستانهای روایت شده در ویدیو گیم را تقدیم مخاطب کردهاند؛ داستانی که جدای از شیرینی روایتش، درسهایی برای زندگی هم بههمراه دارد. در این مطلب به شرح وقایع دو بازی پورتال و مروری بر تئوریهای موجود پیرامون دنیای این بازی ماندگار میپردازیم.
در سال ۱۹۴۳ میلادی، تاجر و کارآفرینی موفق با نام کیو جانسون (Cave Johnson)، مرکزی تحقیقاتی بهنام اپرچر فیکسچر (Aperture Fixture) راهاندازی میکند. فعالیت اولیه این مرکز در جهت تولید پردههای هوشمند حمام بود. با استقبال اولیه از این محصول منحصربهفرد، کمکم جانسون فعالیت خود را به ساخت و تولید پردههای حمام برای ارتش امریکا و عموم مردم گسترش میدهد. چیزی نمیگذرد که نام و آوازه جانسون در همهجا میپیچد؛ جوایز و لوح تقدیر است که از هر طرف بر سرش هوار میشوند و مهمتر از همه، جیبهایش است که از پول انباشته میشوند. به این ترتیب، جانسون، حالا که آدم متمولی هم بهحساب میآمد، تصمیم میگیرد از این سرمایه کلان در مسیر تحقق آرزوهایش استفاده کند.
در قدم اول، جانسون یک معدن نمک متروکه و وسیع که گویا تونلهایش تا چهار کیلومتر در اعماق زمین امتداد داشته و در شبه جزیره فوقانی میشیگان (Upper Peninsula of Michigan) واقع شده بود را خریداری میکند. به این ترتیب اولین مرکز تحقیقاتی اپرچر، متشکل از دفاتر، اتاقها و آزمایشگاههای پرتعداد در دل زمین ساخته میشود.
بعد از این سرمایهگذاری کلان، جانسون تصمیم میگیرد فعالیتهای مرکز تحقیقاتی خود را گسترش دهد. به این ترتیب و در سال ۱۹۴۷، نام سازمان به اپرچر ساینس اینوویترز (Aperture Science Innovators) تغییر پیدا میکند تا به این ترتیب میزان اهمیتی که این سازمان به علم و دانش میدهد، برکسی پوشیده نماند.
با تغییر نام سازمان، فرصت مناسبی دست میدهد تا جانسون در فعالیتهای سازمان هم تغییراتی ایجاد کند. این تغییرات با شروع سلسلهای از آزمایشها بر پایه قوانین فیزیک آغاز میشود. یکی از نکاتی که سازمان اپرچر را از دیگر سازمانهای فعال در این حوزه جدا میکرد، رویکرد عجیب و غریب کیو جانسون به مقولات علمی بود. جانسون قواعد و مقررات خاصی برای سازمان خود ترتیب داده بود که در بسیاری از موارد سختگیرانه، اکثراً عجیب و غریب و بعضاً دور از عقل بهنظر میرسیدند.
با تمام این اوصاف اما تغییر نام و نحوه فعالیتهای سازمان، حتی با وجود رویکرد عجیب و غریب جانسون به مقولات علمی، کماکان تحسین همگان را به همراه داشت. به این ترتیب و تا سال ۱۹۵۰، مرکز تحقیقاتی اپرچر ساینس در قلههای موفقیت و ترقی به سر میبرد.
در سالهای دهه پنجاه میلادی، کیو جانسون تصمیم میگیرد از افرد برجستهای نظیر قهرمانان المپیک، فضانوردان و قهرمانان جنگ دعوت کند تا بهشکل داوطلبانه در سلسلهای از آزمایشها شرکت کنند. در آن تاریخ، این آزمونها بر پایه ژلهای مخصوص سازمان اپرچر که Repulsion Gel نام داشتند اجرا میشد. جانسون که بهدلیل مشغله زیاد فرصت نظارت مستقیم بر این آزمایشها را نداشت، برای راهنمایی سوژههای آزمایش (Test Subjects) و یاددادن قوانین آزمون به آنها از فایلهای صوتی از پیش ضبطشدهای که خودش تهیه کرده بود استفاده میکرد. در این دوره اما کیو جانسون دستیاری هم داشت که در پیشبرد امور کمکش میکرد؛ خانمی با نام کارولین.
در همین دوره و در میان فعالیتهای سازمان، پروژهای به منظور ساخت دستگاهی با قابلیت ایجاد تونلهای کوآنتومی یا همان پورتال هم بهراه میوفتد. جانسون که مشتاق ساخت این دستگاه بود، بخشهای وسیعی از سازمان اپرچر، مانند آزمایشگاه شماره ۹ (Test Shaft 09) و طبقات زیرینش را به ساخت «تستچمبرها» یا اتاقهای آزمایش برای بررسی نمونههای اولیه این دستگاه جدید اختصاص میدهد.
در سال ۱۹۴۳ میلادی، تاجر و کارآفرینی موفق با نام کیو جانسون (Cave Johnson)، مرکزی تحقیقاتی بهنام اپرچر فیکسچر (Aperture Fixture) راهاندازی میکند. فعالیت اولیه این مرکز در جهت تولید پردههای هوشمند حمام بود. با استقبال اولیه از این محصول منحصربهفرد، کمکم جانسون فعالیت خود را به ساخت و تولید پردههای حمام برای ارتش امریکا و عموم مردم گسترش میدهد. چیزی نمیگذرد که نام و آوازه جانسون در همهجا میپیچد؛ جوایز و لوح تقدیر است که از هر طرف بر سرش هوار میشوند و مهمتر از همه، جیبهایش است که از پول انباشته میشوند. به این ترتیب، جانسون، حالا که آدم متمولی هم بهحساب میآمد، تصمیم میگیرد از این سرمایه کلان در مسیر تحقق آرزوهایش استفاده کند.
در قدم اول، جانسون یک معدن نمک متروکه و وسیع که گویا تونلهایش تا چهار کیلومتر در اعماق زمین امتداد داشته و در شبه جزیره فوقانی میشیگان (Upper Peninsula of Michigan) واقع شده بود را خریداری میکند. به این ترتیب اولین مرکز تحقیقاتی اپرچر، متشکل از دفاتر، اتاقها و آزمایشگاههای پرتعداد در دل زمین ساخته میشود.
بعد از این سرمایهگذاری کلان، جانسون تصمیم میگیرد فعالیتهای مرکز تحقیقاتی خود را گسترش دهد. به این ترتیب و در سال ۱۹۴۷، نام سازمان به اپرچر ساینس اینوویترز (Aperture Science Innovators) تغییر پیدا میکند تا به این ترتیب میزان اهمیتی که این سازمان به علم و دانش میدهد، برکسی پوشیده نماند.
با تغییر نام سازمان، فرصت مناسبی دست میدهد تا جانسون در فعالیتهای سازمان هم تغییراتی ایجاد کند. این تغییرات با شروع سلسلهای از آزمایشها بر پایه قوانین فیزیک آغاز میشود. یکی از نکاتی که سازمان اپرچر را از دیگر سازمانهای فعال در این حوزه جدا میکرد، رویکرد عجیب و غریب کیو جانسون به مقولات علمی بود. جانسون قواعد و مقررات خاصی برای سازمان خود ترتیب داده بود که در بسیاری از موارد سختگیرانه، اکثراً عجیب و غریب و بعضاً دور از عقل بهنظر میرسیدند.
با تمام این اوصاف اما تغییر نام و نحوه فعالیتهای سازمان، حتی با وجود رویکرد عجیب و غریب جانسون به مقولات علمی، کماکان تحسین همگان را به همراه داشت. به این ترتیب و تا سال ۱۹۵۰، مرکز تحقیقاتی اپرچر ساینس در قلههای موفقیت و ترقی به سر میبرد.
در سالهای دهه پنجاه میلادی، کیو جانسون تصمیم میگیرد از افرد برجستهای نظیر قهرمانان المپیک، فضانوردان و قهرمانان جنگ دعوت کند تا بهشکل داوطلبانه در سلسلهای از آزمایشها شرکت کنند. در آن تاریخ، این آزمونها بر پایه ژلهای مخصوص سازمان اپرچر که Repulsion Gel نام داشتند اجرا میشد. جانسون که بهدلیل مشغله زیاد فرصت نظارت مستقیم بر این آزمایشها را نداشت، برای راهنمایی سوژههای آزمایش (Test Subjects) و یاددادن قوانین آزمون به آنها از فایلهای صوتی از پیش ضبطشدهای که خودش تهیه کرده بود استفاده میکرد. در این دوره اما کیو جانسون دستیاری هم داشت که در پیشبرد امور کمکش میکرد؛ خانمی با نام کارولین.
در همین دوره و در میان فعالیتهای سازمان، پروژهای به منظور ساخت دستگاهی با قابلیت ایجاد تونلهای کوآنتومی یا همان پورتال هم بهراه میوفتد. جانسون که مشتاق ساخت این دستگاه بود، بخشهای وسیعی از سازمان اپرچر، مانند آزمایشگاه شماره ۹ (Test Shaft 09) و طبقات زیرینش را به ساخت «تستچمبرها» یا اتاقهای آزمایش برای بررسی نمونههای اولیه این دستگاه جدید اختصاص میدهد.