بازی God of War Ragnarok راوی داستانی احساسی در دل اسطورهشناسی نورس است و زومجی در ویدیو جدید، قصهی خدای جنگ رگناروک را مرور میکند؛ قصهی کریتوس، آترئوس، فریا و کاراکترهای ارزشمند دیگر.
حدود سه سال بعد از پخش شدن خاکستر فِی، همسر کریتوس در قلهی بلندترین کوه ۹ قلمرو نورس، گاد آو وار رگناروک آغاز میشود. خدای جنگ سابق یونان و پسر او آترئوس درحالیکه فیمبلوینتر از راه رسیده است، در میدگاردِ پوشیده از برف مشغول مخفی شدن، شکار و تمرین هستند.
اینجا نقطهی شروع تازهترین فصل از داستان خدای جنگ است. در ویدیو اختصاصی جدید زومجی، قصهی اصلی بازی God of War Ragnarök استودیو سانتا مونیکا شرکت سونی را برای شما روایت کردیم.
فریا که یکی از طلسمهای اودین (Odin) را باطل کرد و دوباره توانایی مبارزه را بهدست آورده، همچنان میخواهد انتقام بالدر را از کریتوس بگیرد. آترئوس آراموقرار ندارد و وقتی یک گرگ به اسم فنریر را از دست میدهد، ناآرامتر میشود.
کریتوس به پسر خود میگوید که آنها باید برای از راه رسیدن روزی آماده باشند که دیگر چارهای جز نبرد ندارند. ولی آترئوس بهعنوان یک نوجوان با مهارتهای مبارزهای بهبودیافته نسبت به قبل، صبور نیست. او عطش پیدا کردن جواب چند سؤال مهم دربارهی رگناروک را دارد.
آترئوس میخواهد بداند جاینتها که او را لوکی صدا میزنند، دقیقا چه پیشبینیهایی کردهاند و وی چه نقشی را در ماجراهای بزرگ پیش رو ایفا خواهد کرد. تازه مدتی به دور از چشم کریتوس، آترئوس مشغول پی بردن به رازهای بیشتر در پسِ تابلوهای جاینتها و حتی تلاش برای پیدا کردن تیر، خدای جنگ نورس بوده است. زیرا براساس پیشبینیِ جاینتها فهمیده که گویا تیر باید در رگناروک، لشگر دشمنان اودین را فرماندهی کند.
کریتوس مقاومت به خرج میدهد و زیر بار نمیرود. اما وقتی آترئوس از شدت خشم و غم تبدیل به یک خرس میشود و به جنگل و خرسی دیگر آسیب میزند، پدر بیشتر به قدرتهای او پی میبرد و هم بهتر متوجه میشود که چهقدر احساسات، پسر را درگیر کردهاند. در همین حین همانطور که چند سال قبل بالدر ناگهان مقابل در خانهی کریتوس سبز شد، سر و کلهی تور (Thor) و اودین جلوی کلبه پیدا میشود. کریتوس که به خوبی میفهمد اوضاع از چه قرار است و حالا تبدیل به فرد بافکرتری شده، اول سراغ درگیری نمیرود.
خدای خدایان نورس و پسرش یا همان خدای رعد، سر میز کریتوس مینشینند. کریتوس به میمیر، باهوشترین مرد دنیا مثل برادر اعتماد دارد و باتوجهبه همهچیز از جمله تاکید او روی دروغگویی اودین، اصلا به اودین اعتماد نمیکند و پیشنهاد وی را نمیپذیرد. اودین میگوید اگر کریتوس قبول کند که دیگر خون هیچ ایسیری را نریزد و جلوی ماجراجوییهای آترئوس برای یافتن تیر را هم بگیرد، آنها میتوانند با هم صلح کنند. وقتی کریتوس زیر بار نمیرود، تور مطابق دستور اودین وارد عمل میشود و نبردی مفصل بین او و کریتوس شکل میگیرد. البته اودین به تور دستور داده بود که فعلا کریتوس را نکشد.
حدود سه سال بعد از پخش شدن خاکستر فِی، همسر کریتوس در قلهی بلندترین کوه ۹ قلمرو نورس، گاد آو وار رگناروک آغاز میشود. خدای جنگ سابق یونان و پسر او آترئوس درحالیکه فیمبلوینتر از راه رسیده است، در میدگاردِ پوشیده از برف مشغول مخفی شدن، شکار و تمرین هستند.
اینجا نقطهی شروع تازهترین فصل از داستان خدای جنگ است. در ویدیو اختصاصی جدید زومجی، قصهی اصلی بازی God of War Ragnarök استودیو سانتا مونیکا شرکت سونی را برای شما روایت کردیم.
فریا که یکی از طلسمهای اودین (Odin) را باطل کرد و دوباره توانایی مبارزه را بهدست آورده، همچنان میخواهد انتقام بالدر را از کریتوس بگیرد. آترئوس آراموقرار ندارد و وقتی یک گرگ به اسم فنریر را از دست میدهد، ناآرامتر میشود.
کریتوس به پسر خود میگوید که آنها باید برای از راه رسیدن روزی آماده باشند که دیگر چارهای جز نبرد ندارند. ولی آترئوس بهعنوان یک نوجوان با مهارتهای مبارزهای بهبودیافته نسبت به قبل، صبور نیست. او عطش پیدا کردن جواب چند سؤال مهم دربارهی رگناروک را دارد.
آترئوس میخواهد بداند جاینتها که او را لوکی صدا میزنند، دقیقا چه پیشبینیهایی کردهاند و وی چه نقشی را در ماجراهای بزرگ پیش رو ایفا خواهد کرد. تازه مدتی به دور از چشم کریتوس، آترئوس مشغول پی بردن به رازهای بیشتر در پسِ تابلوهای جاینتها و حتی تلاش برای پیدا کردن تیر، خدای جنگ نورس بوده است. زیرا براساس پیشبینیِ جاینتها فهمیده که گویا تیر باید در رگناروک، لشگر دشمنان اودین را فرماندهی کند.
کریتوس مقاومت به خرج میدهد و زیر بار نمیرود. اما وقتی آترئوس از شدت خشم و غم تبدیل به یک خرس میشود و به جنگل و خرسی دیگر آسیب میزند، پدر بیشتر به قدرتهای او پی میبرد و هم بهتر متوجه میشود که چهقدر احساسات، پسر را درگیر کردهاند. در همین حین همانطور که چند سال قبل بالدر ناگهان مقابل در خانهی کریتوس سبز شد، سر و کلهی تور (Thor) و اودین جلوی کلبه پیدا میشود. کریتوس که به خوبی میفهمد اوضاع از چه قرار است و حالا تبدیل به فرد بافکرتری شده، اول سراغ درگیری نمیرود.
خدای خدایان نورس و پسرش یا همان خدای رعد، سر میز کریتوس مینشینند. کریتوس به میمیر، باهوشترین مرد دنیا مثل برادر اعتماد دارد و باتوجهبه همهچیز از جمله تاکید او روی دروغگویی اودین، اصلا به اودین اعتماد نمیکند و پیشنهاد وی را نمیپذیرد. اودین میگوید اگر کریتوس قبول کند که دیگر خون هیچ ایسیری را نریزد و جلوی ماجراجوییهای آترئوس برای یافتن تیر را هم بگیرد، آنها میتوانند با هم صلح کنند. وقتی کریتوس زیر بار نمیرود، تور مطابق دستور اودین وارد عمل میشود و نبردی مفصل بین او و کریتوس شکل میگیرد. البته اودین به تور دستور داده بود که فعلا کریتوس را نکشد.